تبليغاتX
طعم خیس اندوه
زندگی ادامه داره

حتی وقتی تو نباشی

اگه آشنا بمونی یا مث غریبه ها شی

حتی وقتی واژه ی عشق با خیانت همسفر شه

یا اگه تموم دنیا واسه پرامون قفس شه...


+ نوشته شده توسط باد در شنبه 1390/10/17 و ساعت 3:29 PM |
کم کم تولمه همین روزا!

امسال سومین سالیه که نیستی...شایدم بهتره بگم چهارمین سال؛ چون همون وقتم که بودی با نبودت یکی بود...

به هر حال مهم نیست.امیدوارم بخونی و بدونی که هنوزم بدون تو تولدم می رسه...خوبم!چون یاد گرفتم که جز خدا هیچی و هیچ کسی واسم نمی مونه..مومنم به اینکه حتی اگر تو هم نباشی زندگی قشنگه..شاید سخت باشه بدون تو، اما زیباست.

فقط یه چیزه که اذیتم می کنه: اینکه چرا نمی تونم ببخشمت.البته گاهی وقتا می بخشمت بعدش باز پشیمون می شم.

شنیدم که یه دنیای دیگه هست که توی اون دنیا تاوان کاری که کردی رو می دی اما نمی دونم تاوان دادن اون موقع تو به چه درد من می خوره؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط باد در شنبه 1390/10/17 و ساعت 3:27 PM |
ازت خواهش می کنم بروووووووووووووووووووووووووووووو

ازت بدم میاد می فهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دور شو از من

نبینمت

خواهش می کنم برو

خواهش می کنم...

+ نوشته شده توسط باد در یکشنبه 1390/08/01 و ساعت 10:5 PM |
دم به کله می کوبد 

و شقیقه اش دو شقه می شود

بی آنکه بداند حلقه آتش را

در خواب دیده است...

عقرب عاشق!

 

+ نوشته شده توسط باد در چهارشنبه 1390/07/27 و ساعت 0:2 AM |
قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟

از کجا وز که خبر آوردی ؟

 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما

گرد بام و در من 

 بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا 

 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس 

 برو آنجا که تو را منتظرند 

 قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ 

 با دلم می گوید 

 که دروغی تو ، دروغ 

 که فریبی تو. ، فریب 

 قاصدک 1 هان ، ولی ... آخر ... ای وای 

 راستی ایا رفتی با باد ؟

با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای

راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خکستر گرمی ، جایی ؟

 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟

 قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند...

+ نوشته شده توسط باد در یکشنبه 1390/06/20 و ساعت 9:24 PM |
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

سرها در گریبان است.

کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک

مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین

هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی...

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای!

منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور 

منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور

نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در بگشای دلتنگم

حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

تگرگی نیست مرگی نیست

صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم

حسابت را کنار جام بگذارم

چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد

فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این یادگار سیلی سرد زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز شب با روز یکسان است

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر درها بسته سرها در گریبان دستها پنهان

نفس ها ابر دل ها خسته و غمگین

درختان اسکلت های بلور آجین

زمین دلمرده سقف آسمان کوتاه

غبار آلوده مهروماه

.

.

زمستان است......

+ نوشته شده توسط باد در پنجشنبه 1390/06/17 و ساعت 6:38 PM |
زندگانی سیبی ست،

گاز باید زد با پوست...

+ نوشته شده توسط باد در پنجشنبه 1390/06/10 و ساعت 8:0 PM |

سال نو بر همه ی ایرانیان جهان فرخنده باد

سالی سرشار از سلامتی سربلندی و شادی برای همه آرزومندم

+ نوشته شده توسط باد در سه شنبه 1390/01/02 و ساعت 12:47 PM |

روزهاست که رفتی و بدون تو هیچی عوض نشده

دنیا مثل همیشه سر جاش داره می چرخه

فقط من بدون تو فقیرم

                                همین...!!!

+ نوشته شده توسط باد در سه شنبه 1389/09/02 و ساعت 1:41 PM |

دیگه دلم گرفته از این همه دو رویی و دروغ...

وایسا دنیا من میخوام پیاده شممممممممممممممممممم...!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط باد در سه شنبه 1389/08/04 و ساعت 6:41 PM |